المپیادی‌نما کیست؟

چه کسانی المپیادی‌نما هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟

در هر رشته‌ای “نما” وجود دارد؛ چه فوتبال و والیبال گرفته چه هنر و سینما.المپیادی‌نما کیست تماشاگرنماهای ورزشی و هنری را همه می‌شناسیم. کسانی که با برهم زدن جو ورزشگاه یا سینما، توهین به تیم‌ها و بازیگران یا تخریب اموال عمومی، اثری را بر جای می‌گذارند که همه‌ی بینندگان و طرفداران واقعی را ناراحت می‌کند. اما “یادگیرنما”هایی هم وجود دارند که به خاطرات من برمی‌گردند.

اول: دهه‌ی هفتاد، هر خانواده‌ای اینقدر پول نداشت که بچه‌اش را به کلاس زبان بفرستد (همین که سیرشان می‌کرد هنری بود). کلاس‌های زبان هم همگی کتاب و کلاسور و خودکار و پاک‌کن و … با آرم خودشان می‌زدند که اگر بچه‌ای از آن‌ها استفاده می‌کرد در هر سانتش تبلیغات این موسسات به چشم می‌خورد. صحنه‌ه‌ای که از این سال‌ها یادم است، زبان‌آموزنماهایی بودند که کلاسورهای مارک‌دارشان را به دست می‌گرفتند و عصرها در میدان‌ها و خیابان‌های شلوغ شهر قدم می‌زدند. مهم نبود که این بچه چقدر زبان بلد است، صرف داشتن کلاسور کلاس زبان کلاسی داشت برای خودش. هنوز هم حسرت آن کلاسورهای مارک‌دار بر دل برخی مانده است که به راحتی انگلیسی می‌نویسند و می خوانند؛ اما خیلی از آن نمایشگران کلاسور، تا حرف Z را به پایان نرساندند.

دوم: روزگاری که دهه‌ی شصتی‌ها جوان شدند، جنگ تمام شده بود و طبیعت‌گردی رشد می‌کرد. گروه‌های جوان به دشت و کوه و غار و جنگل می‌رفتند و علاوه بر استفاده از مناظر طبیعی، شاد بودند. ابزار خوش‌دست این روزها گیتار بود و همراه داشتن گیتار، رهبری گروه را باعث می‌شد. چقدر دیدم که گیتار به دوش در شهر می‌گشتند و خودنمایی می‌کردند. اما داخل بسیاری از این جلدهای چرمی، لباس ورزشی و غذا و روزنامه می‌گذاشتند چون نوازندگی بلد نبودند و از حمل گیتار می‌ترسیدند. این نوازنده‌نماها را پدران و مادران شما خوب به یاد دارند. کسانی که پز گیتار! را به خوبی می‌دادند و حتی می‌ترسیدند آن را حمل کنند.

سوم: در این روزگاری که نخبگی پز دادن دارد، خیلی‌ها فیلسوف‌نما می‌شوند و خیلی‌های دیگر مخترع‌نما و حتی المپیادی‌نما! با دو دسته‌ی اول کاری ندارم، می‌خواهم ببینم المپیادی‌نما کیست؟ ویژگی‌های بارزی که یک دانش‌آموز را به مرز المپیادی‌نما شدن می‌کشاند:

1

المپیادی‌نما کسی است که به خاطر فرار از مسوولیت‌های معمول، سراغ المپیاد رفته است.

بچه‌هایی را می‌شناسم که چون تاریخ، عربی، دینی، ریاضی یا هر درس دیگری را دوست ندارند، المپیادی می‌شوند. فکر می‌کنند اینطوری از زیر بار آن‌ها فرار می‌کنند و کسی کاری با آن‌ها ندارد. در دوران مدرسه دنبال معافیت هستند و در خانه هر کاری قرار است انجام دهند (از نان گرفتن تا مهمانی رفتن، از مرتب کردن اتاق تا …) المپیاد را بهانه می‌کنند. همین بچه‌ها معدل امتحان نهایی نامناسب دارند و کنکور را خراب می‌کنند، تازه می‌فهمند که راه بدی را انتخاب کرده‌اند. این بچه‌ها آیه‌ی یأس هستند و به بقیه می‌گویند المپیادی نشو، فایده‌ای ندارد.

2

المپیادی‌نما کسی است که می‌خواهد با المپیادی شدن حال بقیه را بگیرد!

گاه کسی که می‌خواهد به دوستان و خانواده و معلمین اثبات کند که باهوش و با تلاش است، دنبال المپیاد می‌رود و هر لحظه از مسیر را مثل میدان مین طی می‌کند. عذاب می‌کشد و دنبال فرصت است تا خود را اثبات کند. همین فرد است که تا مطلبی جدید می‌آموزد سراغ معلم‌ها می‌رود و آن‌ها را به مبارزه می‌طلبد و دیگر دوستان خود را تحویل نمی‌گیرد. هر وقت انتظاری در خانواده از وی وجود دارد، با این تفکر که “من المپیادی هستم و این کارها برای من کوچک است” از زیر آن خواسته فرار می‌کند.

3

المپیادی‌نما کسی است که خاله‌زنک‌بازی‌های المپیاد را بیشتر از فهمیدن علم دوست دارد.

یک خاله‌ی المپیادی، می‌داند که در هر شهر و مدرسه چه معلمی درس می‌دهد و چند دانش‌آموز دارد و جلسه‌ای چقدر هزینه می‌کنند. اسم تمام کتاب‌های همه‌ی رشته‌ها را بلد است و می‌داند رتبه‌ی المپیاد آزمایشیِ پارسالِ فلان مدال طلا چند بوده است. حتی می‌داند که هر المپیادی گذشته الان چه می‌خورد و در دانشگاه چه نمره‌ای دارد. اما دریغ از مطالعه‌ی مفید. این المپیادی‌نماها بعدا خود را المپیاد معرفی می‌کنند [بیشتر …] و بقیه را غیر المپیاد می‌دانند. این‌ها هیچ نتیجه‌ای نمی‌گیرند و اگر راستگو باشند، المپیاد را برای بقیه غیرمفید معرفی می‌کنند.

4

المپیادی‌نما کسی است که فقط به مدال فکر می‌کند.

در حال سفر هستیم و قرار است به غاری برویم، در میان راه بیابان و دریا و جنگل و … وجود دارد و از اول تا آخر مسیر در حال دیدن تصاویر اینترنتی غار مورد نظر هستیم. آیا نمیشد از این سفر بیشتر لذت برد؟ بعضی از المپیادی‌نماها به خاطر فکر کردن افراطی به مدال، خود را از لذت مسیر دور می‌کنند. گاهی دیده شده که این دسته به حذف رقیب و تخریب روحیه‌ی دیگران هم روی می‌آورند.

5

المپیادی‌نما حرمت استاد و شاگردی را زود فراموش می‌کند.

این دسته از دانش‌آموزان، معلمین و مسوولین آموزشی را زود فراموش می‌کنند و با آنکه می‌دانند چه کسی برای آن‌ها زحمت کشیده است، به محض اینکه خرشان از پل گذشت، سلام معلمین را کم‌احترام پاسخ می‌دهند و از مقابل دید آن‌ها پنهان می‌شوند. خدا رو شکر که تعدادشان اندک است و رو به انقراض می‌روند، اما اثر مخرب آن‌ها گاهی دیگر دانش‌آموزان را دلسرد می‌کند. دیگرانی که هنوز در ابتدای راه هستند می‌بینند و نتیجه می‌گیرند که المپیادی شدن، با اخلاق و معرفت سازگاری ندارد!

6

المپیادی‌نما منتظر فرصتی است که از المپیادی شدنش پول در بیاورد.

 راه‌های بسیاری برای پولدار شدن است، چه بهتر که از دانش تخصصی برای پیشرفت و ساخت و ساز استفاده شود که این مستلزم گذشت زمان و اندوختن تجربه است. بعضی المپیادی‌نماها بلافاصله پس از کسب موفقیت (یا حتی در برخی موارد عدم موفقیت) به دنبال آموزش اژدها کشی هستند [بیشتر …]. این دسته حتی به کیفیت کار و فرهنگ صحیح آن فکر نمی‌کنند.

فعلا بس است، یاحق!

45 نظر

  1. بعضی ها تحلیل می کنن که جلال آل احمد که غربزدگی رو نوشت در واقع خودش غربزده بود چون خودش قضیه رو این طور می دید مفهوم باریکیه … حالا نکنه المپیادی نمای واقعی هم خود شما باشید؟

    • تشکر از مقایسه‌ی من با بزرگی مثل آل احمد، مثالتون رو عوض کنم:‌ “کسی اعتیاد رو خوب میشناسه که یا معتاد باشه یا با تعداد زیادی معتاد سر و کله زده باشه”
      من شما رو نمی‌شناسم، اما از اونهایی که من رو می‌شناسند بپرسید و به خودم اطلاع بدید که معتاد هستم یا زیاد معتاد دیدم!

  2. سلام، درود بر شما! مطلب بسیار درستی بود. فقط یک نقد! من خودم المپیادی(الان شک کردم نما دارد یا نه) بوده ام و فکر می کنم آیریسک کمپانی ا.نما پروری شده است!(شاید بیشتر از نوع١و٢) اصلا فراگیر کردن المپیاد با شعار عدالت دارد این مسئله را دامن می زند.
    البته من مقصر را روش های بعضی از مدارس می دانم ولی شما نظرتان را راجع به آیریسک بدهید.

    • سلام ع.ش. عزیز،
      اینجا جایگاه رسمی آیریسک نیست و من هم کل آیریسک نیستم. اما به خاطر پرسش شما، پاسخ می‌دهم:
      فکر کردن بی‌دلیل، سلیقه است. بنویس که چرا و با کدام مثال می‌توانی آیریسک را به سمت المپیادی‌نماپرور شدن متمایل بدانی؟ آیا شما هم برای کسب مدال آیریسکی بوده‌ای یا آیریسکی‌ها را دیده‌ای؟ صرف شنیدن زیاد مطمئن نیست، تفاوت دیدن و شنیدن را از علی(ع) بخوانید.
      قطعا آیریسک برای جلوگیری از هر نوع المپیادی‌نما شدن تمام تلاش خود را به کار گرفته است و خواهد گرفت.

      • سلام دوباره، صحیح می فرمایید. حرفم علمی نیست چون چیزی ندارم که به آن استناد کنم و صرف تجربه خودم در را ه المپیاد است که این حس را به من داده است. من آیریسکی نبوده ام ولی در دوره چهل و ده نفر فیزیک کمتر مدال آور خوابگاهی(عمده شهرستانی) را دیده ام که از خدمات آیریسک راضی باشد. به نظرم این خدمات بسیار گسترده آیریسک صرفا جنبه اقتصادی پیدا کرده چون در همان سطح پایین مانده و علی رغم آمار بالا، در پرورش استعداد های واقعی ناموفق است. این همان مشکلی است که من با شعار عدالت شما دارم.
        فکر می کنم اگر المپیاد را فراگیر کنید و از حالت خودجوش به سمت هدایت شده ببرید المپیاد نما خواهید پروراند!
        من از آیریسک لینک خوردم به اینجا فکر کردم مرتبط است باقی را در خود آیریسک می گویم.

        • حرف شما نقض غرض دارد!
          همین‌که تعداد خوبی از بچه‌های دوره 40 نفر و به ویژه شهرستانی‌ها آیریسکی هستند، بخشی از تحقق کیفیت خوب خدمات آیریسک است. البته ذات ایرانی و به خصوص دانش‌آموز، نارضایتی را در خود دارد که این موضوع از حرف‌های درون تاکسی تا خوابگاه المپیاد پیش می‌رود. تا سطح دوره 10 نفر طلاها بچه‌ها را (گاه بچه‌هایی که امکانات مطلوبی نداشته‌اند) پیش برده‌ایم، باز هم می‌گویید استعداد واقعی پیدا نشده است! استعداد واقعی چیست؟
          اگر آیریسک در سیستان فعالیت می‌کند و مدال طلای نجوم پرورش می‌دهد، به دلیل عمق کم مطالب است یا گسترش خدمات مانع یافتن استعداد واقعی شده؟
          مشکل خیلی از بچه‌های شهرستان ناآگاهی از روند کار است، وقتی ما این روند را نشان می‌دهیم و پیش می‌روند، نتایج عالی به دست می‌آید. به نظر من هدایت شدن در این بخش کاملا لازم و واجب است.

          • فعلا برنامه‌ی مستقیمی در مشهد نیست به جز المپیادهای آزمایشی امسال که مثل هر سال در مدارس سمپاد و غیرانتفاعی و … مشهد هم برگزار می‌شود.

  3. من یک المپیادی نما بودم و الآنم شکست خوردم و واقعا به خاطره کارهایی که در گذشته کردم متاسفم و الآن هم همه چیز را گذاشتم کنار وقصد دارم زندگی بدون علم بگذرانم با اینکه به علم علاقه زیادی دارم وداشتم اما من لیاقت علم را ندارم من حتی نمیدانم به چه علمی علاقه دارم و این یعنی اینکه من لیاقت ندارم و آرزوم اینکه کارهای اشتباهی که در گذشته انجام دادم بخشیده شود .

      • جناب استاد سخن در زمینه‌ی المپیاد!
        شوخی نیستا اصلاً!
        شما نمی‌دونم چقدر خرت از پل گذشته که تاحالا همچین شوخی‌های جدی‌ای نشنیدی!
        این که دانش‌آموز انقدر بهش فشار میاد که یهو دیگه از علم و دانش و… حالش بهم میخوره شوخی نیست!
        اینی هم که پاسخی به شوخی‌فرض‌کردن حرفاش نداده بهتون(!)، به‌خاطر اینه‌که حوصله‌ی فهموندن شما رو دیگه نداره!
        ولی من که دارم!
        دیگه از سیستم کنکور که بهتر هدایت نمی‌کنید!
        ولی باز با این حال بسیااااری از استعدادها از همون کنکور باز می‌مونن…

        • سلام آرمان عزیز،
          اون بنده‌ی خدایی که گفته دیگه علم دوست ندارم رو من می‌شناسم. خیلی آدم خوبیه، شاید واقعا بهش المپیادی‌نما بودن نمی‌خوره.
          در هیچ جا نگفتم که همه‌ی استعدادها در المپیاد شکوفا می‌شوند. شاید من پسر خودم رو نذارم المپیاد بخونه چون ممکنه فوتبال یا تئاتر یا نقاشی را بیشتر دوست داشته باشه.
          حرفم این بوده که اگر کسی انتخاب اولیه رو از روی فکر انجام داده و علم نظری رو بیشتر دوست داره، المپیاد هم می‌تونه راه پیشرفت باشه.

  4. امکان ندارد المپیادی ای پیدا شود که به مدال فکر نکند.(یا حداقل یکی از موارد بالا در او وجود نداشته باشدمثلا مورد 1 یا 2 یا 6)من که ندیده ام.با این ویزگی هایی که گفتید همه ی المپیادی ها المپیادی نما هستند!

    • سلام دوست من،
      همین الان چند تا اسم (حداقل 10 تا) در ذهنم مرور کردم که هیچ‌وقت کسب مدال هدف اصلیشون نبود. اتفاقا یکی از این اسم‌ها امسال نفر اول المپیاد شیمی دانشجویی کشور شد!

    • سلام Seda،
      بهتره نگیم اکثر المپیادی‌ها، المپیادی‌نما بوده‌اند. شاید از شانس بد، شما به تعداد زیادی از این افراد برخورد کرده‌اید.

  5. آقای خلینا میدونین بعد چند ساله که میام تو چنین جایی نظر میدم؟ :دی
    ما که والا هیچ کدوم رو نداشتیم، حالش رو بردیم و حظ و کِیفش رو هم کردیم! مدالم به ما نرسید، اومدیم فیزیک تهران و الان بعد از ححدود 7 ترمه که دیگه کارمون با دانشکده و امیر آبادم تموم شده!! تازه بعد از این همه علاقه واقعی داره نمود خارجی(یا بهتره بگم نمودِ کاغذی!) پیدا میکنه 🙂 بلکم خودم دریابم علمِ ازلیِ دوست داشتنی من هندسه و طراحی هست(قبلترش رو نمیدونم!) و صد البته خیلی چیزای دیگه! ولی فعلاً این قله رو کشف کردیم و پیش میریم تا بلند ترِ بعدی ببینیم چیه و کجاست و ما کجاییم نسبت بهش!
    ببخشین متن زیادی روان شد! مرسی که هستین باز 😉

  6. این مطلبتون هم خیلی خوب بود…
    من در واقع یکی که برای محکم کاری کنکور و یکی هم برای علاقه ی شدیدم به فیزیک و نجوم میخوام المپیادی بشم..
    اخه اگه یه شخصی که برای المپیاد میخونه اگه واقعا علاقه نداشته باشه که نمی تونه بخونه.نه؟؟؟

  7. تعدادی از مطالب شما رو خوندم و شک کردم که نکنه من هم المپیادی‌نما باشم؟ به خاطر رو کم کردن وارد این رقابت نشدم ولی دوست دارم یه روز به منفیای دور و برم ثابت شه که موفقیت چارچوبایی که اونا تعیین میکنن نیست. دوست دارم معلم المپیاد بشم نه فقط به خاطر پول و درآمد بلکه به خاطر این که دید بچه های رشته مو به درساشون عوض کنم و نذارم اینقدر درگیر جریانات سرخورده کننده ای مثل کنکور باشن. مقداری از همه ی اون موارد در من هست ولی میتونم توجیهشون کنم و با این حال ترسیدم این توجیهات راه‌درروی وجدانم باشن برای خلاص از آزردگی.
    حالا مطلبی درمورد معلم المپیاد خوب اینجا پیدا میشه؟ یا اینکه باید چی کار کرد که یه المپیادی خوب “شد” ؟

    • سلام دوست عزیز،
      معلم المپیاد خوب همونیه که فکر می‌کنه هر روز باید بهتر باشه و تاثیر مثبت داشته باشه. شما هم چون دغدغه داری، حتما در مسیر درست قرار می‌گیری. خدا کمکمون کنه
      موفق و پیروز باشی

  8. سلام آقای خلینا…
    مطالبتون مفید و خوب هستش و البته میشه گفت بعضب جاهاش رو میشه نقد کردن، مثلا خیلی ها با استعداد خوبی وارد این عرصه میشن و هدفشون واقعا مداله، به نظر من آدم تا هدفش مشخص نباشه نمیتونه خیلی خوب براش تلاش کنه.مثلا کسی که میخواد المپیادی بشه و هدفش کسب مداله، توی سال تحصیلی اگه برای علاقه و تفریح بخونه واقعا به هیچ جا نمیرسه چون با علاقه خوندن یعنی همینطوری واسه خودت روزی 2 تا 10 بخونی. این مقدار مطالعه اصلا برای المپیادی شدن کافی نیست

    • سلام هدیه،
      حرفت قشنگ و نکته‌دار بود.
      منظور من از “برای مدال” و “با هدف مدال” دو تا چیز مختلف بود که شاید کج و کوله رسوندمش! کسی که به خاطر علاقه و با هدف مدال المپیاد می‌خونه، دنبال این نیست که مطالب حذفی کامل رد بشه؛ هر روز پیگیری کنه که ببینه امسال سهمیه نقره و برنز زیادتر شده یا کمتر و بخواد رقباش رو از میدون به در کنه.

      اون جنبه‌ی منفی برای مدال خوندن رو یک المپیادی‌نما داره، این آدم گاهی ممکنه (و دیده شده) برای رسیدن به موفقیت بعدی، جزوه‌ و کتاب دوستش رو برداره و بندازه دور!

  9. سلام آقای خلینا… خسته نباشید. ممنون میشم اگه زود به سوالاتم جواب بدید! این مشاوره ی تلفنی(الو المپیاد از 10 تا 12 آبان) در واقع تماس با شماست؟ منظورم اینه که شما مشاوره میدید عایا؟!

  10. سلام اقای خلینا
    ١-با تشکر از مطالب خوب و مفیدتون
    ٢- به نظر من فکر کردن به مدال و موفقیت اخر کار خودش یه اهرم فشار و تقویت کننده روحیه برای ما المپیادیاست و بالاخره یجورایی میفهمیم با خودمون چند چندیم( البته اگر غرق خیالات نشیم😬)
    ٣-خسته نباشید🤓

  11. سلام آقای خلینا
    من خیلی به کامپیوتر علاقه دارم و قصد دارم به صورت جدی شروع به خوندن برای المپیادش کنم
    دو سوال از شما دارم :
    اول اینکه شروع خوندن برای من که الآن پایه دهم هستم دیر نیست؟
    دوم اینکه بنظرتون هوش چقدر تو این المپیاد میتونه تاثیر گذار باشه؟ ( تا جایی که من شنیدم نسبت به بقیه المپیاد ها نیاز به میزان هوش بالاتری داره )
    و در آخر تشکر فراوان از زحماتی که برای دانش آموزان میکشید…

    • سلام دوستِ من،
      جواب سوال اول شما: دهم بهترین سالِ المپیادی شدن است، چرا باید دیر باشه؟
      جواب دومی: قطعا هوش هم در همه‌ی المپیادها تاثیر داره، ولی شاید اگر بخواهید عدد بدیم، کمتر از 20 درصد تاثیرش باشه و 80 درصدش عوامل دیگه مثل کیفیت و زمانِ مطالعه و راهنمایی گرفتن‌های خوب و … است.

      موفق باشی

  12. سلام اقای خلینا سپاس از مطالب خوبتون
    من تا پارسال خیلی امید داشتمو و حتی به طلا فک میکردم ولی امسال خیلی نا امیدشدم و فک میکنم همه از من بهترن بعد از یه ازمون ایریسک که خوب ندادم و هنوز منابهو تموم نکرده بودیم و معللمون به اونایی که خوب دادن تبریک گفت کلن اوضاع روحیم به هم ریخت و چون توی مدرسه شاگرد اول بودم تو این سه سه سال فشار زیادی هم از جانب مدرسه رومه و ولی مطمینم که از المپیادی بودن لذت میبرم و مسیریه که با تمام قلبم دوسش دارم ولی نمیدونمجوری دوباره روحیمو باز پیداکنم ممنومن میشم راهنماییم کنینیت

  13. سلام آقای خلینای عزیز!
    خوشحالم که با سایت خوب و مطالب مفیدتون آشنا شدم. متاسفانه من پایه درسیم ضعیف بود. از این رو مدرسه اجازه شرکت تو کلاس های المپیادی که با حضور اساتید عالی برگزار میشد رو به من نداد!🙁
    من الان که تو تابستون به سر میبریم قصد دارم فقط درس های پایه خودم رو بخونم و معدل ترم اولم رو بالا ببرم تا اجازه شرکت در کلاس هارو پیدا کنم؛در واقع من از بعد امتحانات ترم اول میتونم برای المپیاد بخونم و به نظر خودم چون تو کلاسا نبودمو دیر شروع کردم شانس قبولی رو از دست میدم😔البته من شرکت میکنم اما اگرم قبول نشم مهم واسم اینه که با همون آزمون المپیادم یه قدم به هدفم نزدیک شدم. این از این!!
    اما فکر دومی که تو سرمه اینه که در کنار درسم کتاب شیمی دهم مبتکران و بعد شیمی۲ و …رو بخونم و میدونم کارم سختره اما تا عصر مدرسه بمونمو بخونم تا عقب نیفتم و از بچه های حاضر در کلاس جزوه هاشون رو بگیرم.
    بنظرتون کدوم روش رو در پیش بگیرم؟

    • سلام نرگس جان،
      کلا شروع کردن و تلاش کردن مهم‌تر از فکر کردن به روش است. وقتی کاری رو شروع کنی، کم‌کم اشکالاتش در میاد و روشی که داری بهینه میشه. پس به نظرم هر روشی که می‌خوای رو فعلا شروع کن و یکی دو ماه پیش برو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *