دوره‌ی آمادگی مرحله دوم – کرمان، فروردین 92

  1. دانش‌پژوهان 92 کرمان

در ادامه‌ی دوره‌های آمادگی مرحله دوم المپیاد شیمی در شهرهای گوناگون، 23 تا 25 فروردین 1392 را در کرمان گذراندم. شهری که در نگاه اول و آخر احساس خیلی بزرگ بودن را القا می‌کند!

نکات این دوره:
در این سفر با آقایان اعتصامی‌فرد (المپیاد ریاضی)، جنتی (المپیاد فیزیک)، خالقی (المپیاد نجوم)، گوهرشادی (المپیاد کامپیوتر) و وفایی (المپیاد زیست) همراه بودم. افسوس که فشردگی دوره فرصتی حتی برای عکس یادگاری بر جای نگذاشت.
  • آقای اعتصامی‌فرد که یک روز قبل، نگران‌تر از همیشه برای رسیدن به پرواز بود، در آخرین ثانیه‌ها خود را به پرواز رسانید تا جمعی را از نگرانی برهاند.
  • مهماندار کوشای ایران‌ایر، تمام طول مسیر را خوابید. اگرچه خستگی در ساعت 6 صبح طبیعی است! اما من به شخصه برای بیدار کردن شما در انتهای مسیر عذرخواهی می‌کنم. اصلا شما عقابی، پروانه‌ای اشتباه از ما بوده.
  • روز اول دوره از ساعت 8:15 دقیقه شروع شد و در اولین اقدام، کلیه‌ی صندلی‌ها را 90 درجه چرخاندیم! فکر کنم در همه جا دیده‌ام که تخته روبروی دانش‌آموزان است، اما در کرمان در سمت راست آن‌ها قرار داشت که در مدت سه روز یک انحراف عمیق را باعث می‌شد.
  • همچون دوره‌‌های دیگر مرحله دوم، زنگ اول به زورآزمایی میان دانسته‌های دانش‌پژوهان گذشت. کاش بچه‌ها زودتر متوجه شوند که حداقل مورد نیازها از حداکثر موارد زاید بهتر است.
  • در تمام مدت دوره درب کلاس باز بود (اخلاق دانش‌آموزی اجازه‌ی بستن آن را نمی‌داد). بهتر است مسوولین گاهی نگاهی به پشت درب‌ها بیندازند و در صورت لزوم از سطل رنگ استفاده کنند. مادر و پدر و عمه و خاله و … من شرمنده‌ام.
  • مصیبت محل برگزاری، اتاقا استراحت فرش و موکت شده‌ی دبیران بود. از روز دوم، شمارش معکوس بارهایی که نیاز به درآوردن و پوشیدن کفش داشتم را آغاز کردم.
  • هر روز صبح را به رفع اشکالات بچه‌ها از یکی از کتاب‌های مسایل برگزیده، اصول و مبانی و چگونه مسایل شیمی را حل کنیم گذراندیم و عصرها حداقل دو آزمون مرحله‌دومی (تالیفی) را بررسی کردیم. امیدوارم شرکت‌کنندگان استفاده‌ی لازم را برده باشند و توانسته باشم از وقت آنها بهترین استفاده را بکنم.
  • اگر باران و طوفان روز آخر آقای خالقی پرواز را لغو می‌کرد، حتما او را به یکی از شهرهای کویری دیگر تبعید می‌کردیم. حضور ایشان برای کشاورزی مرکز ایران نعمتیه!
  • شرکت‌کنندگان به ترتیب لیستی که به من داده شد (یعنی بدون هیچ ترتیبی):
    • مهران ایلاقی حسینی: یک کم مهربان‌تر، دوره‌های تهران را هم دست‌کم بگیر. (یکی بود یکی نبود)
    • مطهره پوراحمدیان ندیکی: بلند بگو… (همش بود)
    • دانیال دریابیگی سلیمی: اسمت همش جلوی چشمه (یکی بود دیگه نبود)
    • ریحانه دهقانی: بغل دستی نیکو گزیده‌ای (همش بود)
    • حجت رضایی زاده روکرد: ادامه بده، خیلی خوبه (همش بود)
    • امیر روح‌الامینی: مسوولین مملکتی هوات رو دارند (همش بود)
    • میثم زینلی بوجانی: آقای زینلی خوبی؟ (همش بود)
    • نیلوفرسادات سجادی شهر: آینده‌ی خوبی در انتظار شهربابکه، نگران نباش (همش بود)
    • الناز شاه‌محمدی: برنز پارسالت رو طلا ببینیم (همش بود)
    • رضا صبوری املشی: در حاشیه نشستی، سوالات فلسفی و عمیق می‌پرسی (همش بود)
    • آتنا قاسمی‌نژاد: سال دیگه خیلی قوی‌تر می‌بینمت (همش بود)
    • زهره کریم‌زاده ندیکی: دقت دختران در کلاس بیش‌تره، نمونهه‌اش تو (همش بود)
    • سارا کوهئایه‌زاده اصفهانی: مدرسه خوبی دارید، مثل بقیه، موفق باشی (همش بود)
    • حسین مقدس: فلفل نبین چه ریزه، سال دیگه بزرگ میشه (همش بود)
    • هانیه ملایی ندیکی: چیزی نمونده مدال رونمایی کنه‌ها (همش بود)
    • محمدرضا موحد: سال دیگه بیشتر (یکی بود، دیگه نبود)
    • محمدعلی نقدی‌نسب: قوی هستی، خوددار هم باشی موفق میشی (همش بود)
    • روزبه یزدان‌پناه راوری: آفرین خوبه (همش بود)
    • سالار یزدانی‌فرد: اینقدر گردش نکن، حداقل 10% خطا خوبه (همش بود)
    • محسن رستمی: بچه‌های شهر بابک را بترکونید. خیلی دارید قوی می‌شید. (همش بود)
    • علیرضا پورامینی: سال دیگه بیشتر، شهر بابکی‌های بهتر (همش بود)

برای همه‌ی این دوستان و دیگر دانش‌آموزان خوب المپیادی در سراسر ایران بهترین موفقیت‌ها را آرزو می‌کنم. لزوما این موفقیت در المپیاد نخواهد بود، اما آینده‌ی خوبی در انتظار همه‌ی ما است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *