سنجش! تو شکست خوردی

  1. سازمان سنجش آموزش کشور

سازمان سنجش آموزش کشور با داشتن تجربه ای گران بها در برگزاری آزمونهای بزرگی چونسازمان سنجش آموزش کشور کنکور سراسری، آزمونهای زبانهای خارجی، المپیاد دانشجویی و … دست به کار شد تا با طرحی جدید، برگزاری آزمون دکتری را سراسری کرده و پذیرش دانشگاهی آن را متوقف سازد. این تصمیم سازمان سنجش برای برگزاری آزمونی متمرکز و ایجاد فرصت یکسان برای تمام شرکت کنندگان، با هدف از بین بردن بی عدالتی گزینش در تحصیلات فرا تکمیلی! در نظر گرفته شده بود. طرحی که در سال اول با شکست بزرگی مواجه شد.

سالها بود که هر دانشگاه و موسسه آموزش عالی، به طور مجزا دانشجویان دوره دکتری را گزینش مینمود. در این گزینش ابتدا آزمون کتبی تخصصی برگزار میشد که در دانشگاه های مختلف بین  30 تا 50 درصد از امتیاز نهایی را در بر داشت. برگزیدگان این مرحله در مصاحبه شرکت مینمودند تا بتوانند سوابق علمی خود را ارایه داده و از امتیاز آنها نیز بهره مند شوند. چه حرفها و شایعاتی که درباره همین مرحله مصاحبه شفاهی وجود داشت! [دنبالک] بارها دیده میشد که استاد راهنما برای جذب دانشجوی مورد علاقه، با دیگر اساتید بده و بستان داشتند و نمره های بی ربط به آموخته ها و امتیازات دانشجویان درج میگردید.

اما پس از وارد شدن عجولانه سازمان سنجش به این عرصه، اشکالات به مراتب بیشتر و عمیق تر گردید. سرفصل اشکالات مهم این پذیرش از دید من به طور فهرست وار ذکر میگردد:

  1. طرحی عجولانه که بدون هماهنگی با اساتید و دانشگاه ها اطلاع رسانی شد. در ابتدا بسیاری از دانشگاه ها (از جمله دانشگاههای تهران و صنعتی شریف) با آن مخالفت کردند و کشمکش بر سر جذب دانشجویان دکتری و ثبت نام آزمون آنها تا اسفندماه 1389 ادامه داشت.

  2. لیست دانشگاه های پذیرنده و رشته هایی که آمادگی دریافت دانشجو را داشتند در طول مدت ثبت نام بارها و بارها تغییر کرد، حتی در روز ارایه کارت شرکت در آزمون، بیش از 30 درصد رشته-دانشگاه ها حذف شده یا تغییر کرده بودند.

  3. سرفصل در نظر گرفته شده برای مطالب آزمون دکترای تخصصی، به هیچ وجه با تخصص دانشجویان همخوانی نداشت. این موضوع را میتوان از عدم توانایی سازمان سنجش در طرح سوالات تخصصی این تعداد رشته دانست. به طور مثال برای تمام رشته های مهندسی مطالب دروس ریاضی مقدماتی، فیزیک مقدماتی، زبان خارجی و استعداد تحصیلی (بخوانید هوش) برای آزمون در نظر گرفته شد. به این ترتیب مهندس مکانیک، عمران، پلیمر، برق، شیمی و … همه در یک آزمون شرکت کردند.

  4. سطح آزمون کتبی و منابع به گونه ای بود که بازار کلاسهای کنکور دکتری (خنده دار نیست؟!) داغ تر شد و دوپینگ کنندگان، بدون حتی کوچکترین درک عمومی از رشته ای که باید حداقل 6 سال در آن تفکر میکردند، میتوانستند به بهترین نتیجه ها دست یابند. به طور کلی آزمون دکتری تخصصی کاملا شبیه به کنکور سراسری ورود به دانشگاه ها و با همان سرفصلها طرح شد.

  5. آزمون به صورت کاملا ابتکاری به طریقه تستی، تشریحی، کوتاه جوابی و … برگزار شد. محاسبه احتمال اشتباه در تصحیح خودکار برگه ای که یک معادله دیفرانسیل چند جمله ای با خودکار در آن نوشته شده است را بیابید!

  6. نتایج آزمون کتبی اعلام شد و در برخی رشته ها هر جنبنده ای که در آزمون شرکت کرده بود مجاز به مصاحبه در دانشگاهها و موسسات آموزش تکمیلی گردید. سازمان سنجش اعلام کرد که نمره این آزمون هیچ گونه تاثیری در گزینش نهایی دانشجویان نخواهد داشت. (قدرت تفکیک فیلتری را فرض کنید که برای جدا کردن شن و آب به کار میرود، اما قطر هر سوراخ آن 5 متر است!)

  7. برای مصاحبه هر رشته – دانشگاه مبلغ 25 و 50 هزار تومان در نظر گرفته شد (دانشگاههای اعیان مثل دانشگاه تهران به کمتر از 50 هزار تومان برای هر رشته راضی نبودند). از آنجا که همچنان یکی از مهمترین شروط ادامه تحصیل، عدم اشتغال است و دانشجویی که شغل ندارد، پول هم ندارد، تصور کنید دانشجوی 30 ساله ای را که فقط در 5 رشته-دانشگاه قبول شده است و برای مصاحبه با گردن کج یا سری پایین از شرم، جلوی پدر یا مادر خود ایستاده و میگوید: "مامان / بابا، میخوام برم مصاحبه دکترا، 200 هزار تومن بهم بده!"

  8. سازمان سنجش با برگزاری آزمون کتبی دوباره در دانشگاهها به شدت مخالفت میکند و آن را مغایر قوانین میداند. بنابراین تنها عامل موثر در قبولی مصاحبه شفاهی میشود. از آنجا که دوباره بده بستان و قرارهای قبلی استاد و دانشجو داغ میشود، پیدا کنید که این کار سازمان سنجش چه نتیجه مفیدی داشته است؟!

خدا را شکر که سیاست آموزشی کشور در راستای افزایش حجم دانش آموختگان است و هر ساله تعداد پذیرفته شدگان در تحصیلات تکمیلی با رشد قابل توجهی مواجه بوده است. حال مسایل کوچک و بی اهمیتی چون جذب بهترینها و برگزاری آزمونی سالم، ایجاد فرصتهای شغلی متناسب، تامین نیازهای تحقیقاتی، تامین معیشت دانشجویی، ایجاد فضای آموزشی و … در مقابل این هدف بزرگ (هر ایرانی حداقل یک مدرک دکتری) چقدر ناچیز به شمار می آیند.

ارسال شده در :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *