سفرنامه تبریز – ارومیه

تبریز شهری است که هرچند تا حالا بیش از 3 روز متوالی در آن زندگی نکرده ام، اما اسمش را همیشه با هیجان برده ام. شاید دلیل آن ژن پدری من باشد که در آنجا رشد یافته، شاید به خاطر ظلم فرهنگی و اقتصادی است که به مردم این دیار میشود و یا شاید به خاطر غرور بسیار زیاد اهالی آنجا باشد که به سختی با دیگر اقوام ایران ارتباط برقرار میکنند. اما این بار هدف ارومیه بود و از تبریز به عنوان گذرگاه استفاده کردیم.

در طول مسیر خوشحال بودم که بزرگراهی ساخته شده و از شر گردنه های زیبا و مرگ آفرین مسیر راحت شده ایم. نمیدانم این بزرگراه کی افتتاح شده، اما در کودکی مسیر تبریز با جاده شمال به یک اندازه در نظر من خطرناک بود. جاده ای که در عین خشک بودن و نبود درختان کافی، بسیار زیباست.

مهمان سازمان محیط زیست آذربایجان غربی (ارومیه) بودیم و به لطف یکی از مدیران، سوئیت ما یک درجه تنزل مقام پیدا کرده بود. البته در سفر نباید به دنبال آسایش یود، اما در نگاه اول با چیزی روبرو شده که جا خوردم. خوشبختانه خانواده در چشم برهم زدنی همه جا را بهتر از روز ساخت آماده کردند و مشغول برنامه ریزی تفریحی شدیم.

چند نکته در ارومیه دیدم:

  • نگران صبحانه نباشید! سیب زمینی و تخم مرغ آب پز در بسیاری از مغازه ها وجود دارد و تا ساعت 10 هم تمام نمیشود. هم میتوانید پرسی بخرید و هم برایتان لقمه میگیرند. اولین بار که مغازه دار پرسید میبری یا لقمه بگیرم تعجب کردم و فکر کردم چه شوخی بی مزه ای!
  • معماری خانه ها در ارومیه چند گونه است! سنتی، مدرن، یکتا و زیبا. از خیلی از منازل عکس گرفتم اما فقط تصویر یکی که در میدان سه گنبد (1) وجود داشت را اینجا گذاشتم.
  • مردم ارومیه هم همچون تبریز به زبان خود افتخار میکنند و کمتر به سوالات فارسی پاسخ میدهند.
  • نمیدانستم که دومین کلیسای جهان از نظر قدمت در ارومیه قرار دارد. ساختمانی ساده و گیرا بود که من مسلمان هم در آن خدا را حس کردم. [در این باره بیشتر بخوانید 1 و 2]
  • وقتی دریاچه ارومیه را دیدمکه با مرگ سر یک سفره است و با خاطرات قبل خود از این دریاچه در کنار هم گذاشتم، بی اختیار به سویش قدم زدم تا بلورهای نمک زبر و خیس آن را شاید برای آخرین بار احسان کنم.
  • رانندگی مردم ارومیه، اوووف! گاهی به خودم شک میکردم که در جهت درست خیابان حرکت میکنم.
  • از بنده خدایی که در کنار میدان یخ فروشی داشت پرسیدم “چند کیلومتر تا باری (2) راه داریم؟” از دکه خود بیرون آمد و با دقت به ماشین ما نگاه کرد، بعد محاسباتی در ذهن انجام داد و گفت “با این ماشین 45 دقیقه!” ما رفتیم و نفهمیدیم پیرمرد متغیر رانندگی ما را هم در محاسبات خویش آورده یا نه؟ چون حدود 2 ساعت در راه بودیم تا رسیدیم.
  • گله ای که از تمام مراکز تفریحی و گردشگری ایران و از آن جمله مجتمع “باری” دارم، نبود یک راهنمای مناسب کتبی یا حتی تابلوهای راهنما است. در اکثر مراکز گردشگری ایران شما باید به ذوق و سلیقه خود لذت ببرید و حتی یک نفر که به ارزش تاریخی، جغرافیایی یا حتی تجاری منطقه آشنا باشد وظیفه راهنمایی شما را بر عهده ندارد.

غروب غروب ساحل دریاچه ارومیه کلیسای ننه مریم

کلیسای ننه مریم کلیسای ننه مریم ارومیه جاده

جاده

1)  بنای سه گنبد ارومیه

مقبره ای است از دوران سلجوقیان با قدمتی هشتصد که در جنوب شرقی ارومیه واقع شده است . این مقبره از بیرون به شکل استوانه ای و مدور و از داخل چهار گوش می باشد . نمای بیرونی آن از سنگهای تراش خورده و آجرهای چهار گوش است و نمای داخل از دو. طبقه تشکیل شده است که طبقه اول آن سردابه و طبقه دوم اطاق مقبره نامیده می شود که این دو طبقه با پوششی قوس دار از همدیگر جدا شده است در ورودی طبقه اول یا سردابه آن به شکل طاق جناقی و در ورودی اطاق مقبره آن به صورت معمولی و چهار گوش است کتیبه سردر بنای سه گنبد با خط کوفی با سنگهای مستطیلی شکل و به شیوه گره بندی نگاشته شده است. این بنا مربوط به قرن ششم و به دستور ششقاب المظفر یکی از امیران محلی سلجوقی و توسط شخصی به نام ابومنصور ساخته شده استبنا شبیه مزارهای قدیمی شهر مراغه می باشد.
درباره وجه تسمیه سه گنبد برخی از مورخان بر این باورند که دو بنای دیگر نیز در مجاورت روستائی بنام چهریق از دهستانهای شهرستان سلماس وجود داشته که مجموعه سه بنا را در قدیم سه گنبد می نامیدند.

2) مجتمع گردشگری ساحلی باری

مجتمع گردشگری ساحلی باری در فاصله 57 کیلومتری از مرکز شهر ارومیه و40 کیلومتری از فرودگاه ارومیه واقع شده است. این مجتمع در ساحل دریاچه چی چست و در حوزه استحفاظی شهر قوشچی احداث شده است.

ارسال شده در :

یک نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *